۱۳۸۷ آذر ۱, جمعه

وقف نامه مصلای امام خمینی تبریز(موقوفات آیت الله العظمی ملکوتی)بخش سوم

بيست و دوم: شش دانگ باغ شماره دو هزار و نهصد و چهار بخش دو تبريز، برزن مارالان که مالکين، آن باغ را به اين‏جانب واگذار نموده‏اند و من هم وقف به مصلاي امام کردم و قبض و اقباض معتبر حاصل شد که بايد در احداث مصلاي امام قيمت آن صرف شود.بيست و سوم: ماشين‏آلات سنگين و غير سنگين:الف. بولدوزر، دو دستگاه، اسناد و مدارک خريد آنها در بايگاني مصلاي امام موجود است؛ب. لودر يک دستگاه؛ج. ماشين باري يک دستگاه؛د. تراکتور دو دستگاه؛هـ. کمپرسي يک دستگاه؛ز. وانت باري دو دستگاه؛ح. وسائل آب (لوله و غيره با انواع مختلف آن)؛ط. وسائل و لوازم برقي. وسائل مخابرات (گوشي تلفن، فاکس و کامپيوتر)؛ت. امتيازات آب و برق؛ل. امتيازات تلفن بيست و هشت رشته؛م. وسائل تحرير و بايگاني.بيست و چهارم: وسائل آشپزخانه از اجاق گاز تا قاشق و چنگال، يعني تمام وسائل پذيرايي براي تقريباً سه هزار نفر مهمان؛ همه وسائل در انبار مصلاي امام موجود است.بيست و پنجم: آهن‏آلات جمع‏شده در انبارهاي مصلاي امام در خود شهر تبريز و در انبار کرکج و همچنين ساير لوازم ساختماني که بايد در احداث مصلاي امام مصرف بشود و استفاده از آنها در محل ديگر جايز نيست، مثل ساير اموال و املاک موقوفه مصلاي امام، و بعضي از مؤمنين از اهل اطلاع به من نقل کردند که قيمت آهن‏آلات موجود فعلاً بالغ به پيش از يکصد و پنجاه ميليون تومان مي‏باشد.بيست و ششم: شماره حساب 19115 مربوط به مصلاي امام است و بعضي از اين موقوفات در آخر کتاب مسجد مسجد شد ضبط شده است.بيست و هفتم: کتابهاي دو کتابخانه را از آقاي محمدي شربياني، کتابفروشي جهان در تهران، خريده‏ام و به مصلاي امام تبريز وقف کرده‏ام و صيغه وقف خوانده شده و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً به عمل آمده است و کتابهاي کتابخانه‏هاي مذکور فعلاً در کتابخانه مدرسه ولي عصر تبريز به رسم امانت گذاشته شده است. ان‏شاءاللّه‏ بعد از احداث ساختمان کتابخانه مصلاي امام به آنجا انتقال داده شود و فهرست کتابهاي اين کتابخانه‏ها در بايگاني مصلاي امام موجود است.بيست و هشتم: وسائل نقشه‏برداري از قبيل ميزهاي متعدد و دستگاهها و ماشين‏آلات و اقلام و خط‏کشهايي که در نقشه‏برداري مهندسين لازم است خريداري شده و به مصلاي امام وقف کرده‏ام و فعلاً در انبار مصلاي امام موجود مي‏باشد.ضمناً معلوم شود مغازه‏هايي که در اطراف مصلاي امام احداث شده است، آن مغازه‏ها بايد بعداً تخريب بشوند و زمين و محل آنها جزء مصلاي امام قرار بگيرد زيرا آن مغازه‏ها در زميني که قبلاً از مسجد جامع تاج‏الدين عليشاه بود، بنا شده‏اند براي حفظ مسجد از تجاوز متجاوزين و تعدي متعدين و غصب غاصبين پس بايد بعد از حصول امنيت از تعدي به مسجد جامع که اصل اولي آنهاست برگردانده شوند، يعني جزء مسجد جامع قرار داده شود.بيست و نهم: همه وسائل موجود در مصلاي موقت، از قبيل فرش و پرده و بلندگو و آلات و اسباب صوت و تصوير و وسائل گرما و خنک و غيره وقف مصلا است.سي‏ام: وسائل و لوازم موجود در کفش‏کن مردانه و زنانه؛ وقف مصلاي امام مي‏باشد.سي و يکم: زميني در کوچه خيريه به مساحت هفتصد و پنجاه مترمربع که نقشه پاساژ در چهارده طبقه تهيه شده است و از شهرداري مجوز آن گرفته شده است و خاک‏برداري هم شده و طبقات يادشده براي اهداف مختلف پيش‏بيني شده است که نقشه يادشده نشان‏دهنده آن اهداف مي‏باشد.و در مجاور زمين مزبور خانه‏اي هست، بهتر است با رضايت صاحب يا صاحبان آن خانه و غير آن خانه خريداري شود و جزء پاساژ قرار داده شود و نقشه پاساژ و همه مدارک مربوط به آن در بايگاني مصلاي امام موجود است. اين زمين را به مصلاي امام وقف کرده‏ام که منافع و عايدات در بناء آن صرف شود.سي و دوّم: زمين مدرسه آتشاب که در اجاره آموزش و پرورش است که اجاره‏نامه و اسناد در بايگاني مصلاي امام موجود مي‏باشد؛ وقف مصلاي امام مي‏باشد.سي و سيّم: دو قطعه زمين که يکي در جنب پمپ بنزين به مساحت پانصد مترمربع و قطعه ديگر در جلوي دبيرستان به مساحت دو هزار و هشتصد و پنجاه و دو (2852) مترمربع است وقف مصلاي امام است.سي و چهارم: زمين به مساحت دويست هزار مترمربع از جنگلباني اخذ شده است، جهت بناء کارخانه بافندگي و غيره و مدارک و اسناد در بايگاني مصلاي امام موجود است. مضاف بر اينکه اسناد و مدارک اين قطعه و قطعات گذشته اخذشده از جنگلباني در [اداره] زمين شهري و جنگلباني موجود است. باز معلوم باشد اين قطعات را بعد از اخذ مجوز، تحجير هم کرده‏ايم.اين املاک و اموال که تحت ارقامي از يک تا سي و چهار قرار گرفته است، اين‏جانب آنها را تهيه و جمع‏آوري کرده‏ام و در خصوص به دست آوردن آنها از امام، رضوان‏اللّه‏ تعالي عليه، مجاز بوده‏ام و در اين‏باره متحمل زحمات زياد شده‏ام و بلکه، مورد اتهامات ناروايي قرار گرفته‏ام. انما اشکوا بثّي و حزني الي اللّه‏، و جهت اين امر هم واضح و روشن است، چون قبل از رفتن من به تبريز نه مصلاي امام در آن شهر بود و نه موقوفات مصلاي امام بود، ضمناً بايد معلوم باشد در تهيه اين املاک و اموال موقوفات از سهم مبارک امام (ع) استفاده نشده است، مگر در بعضي مواقع خاص باقتضاء ضرورت به عنوان قرض مبلغي برداشته شده است که مدارک و اسناد آن در بايگاني موجود است که بايد پرداخته شود.همه اين املاک و اموال معينه و مشخصه را به جهت احداث مصلاي امام در شهرستان تبريز در محل مسجد جامع تاج‏الدين عليشاه در خارج محله مهاد مهين وقف کرده‏ام و صيغه وقف با عربي و فارسي اصالتاً و توليتاً جاري شده است و پس از آن قبض و اقباض معتبر در لزوم وقف باز اصالتاً و توليتاً به عمل آمده است و تحقق يافته است. پس استفاده از اين موقوفات مسجّله و مندرجه در اين وقف نامچه در غير جهت وقف مذکور در آن (که احداث مصلاي امام در محل مزبور است) به هيچ وجه جايز نيست، کما اينکه تبديل اين موقوفات و تمليک و تملک آنها به هيچ نحوي از انحاء در غير موارد استثناء شده مشروعيت ندارد و همچنين تبديل خود وقف ولو به نوع ديگر از وقف و تغيير عنوان آن از عنوان موقوفه مصلاي امام و از عنوان موقوفات عبداللّه‏ مسلم ملکوتي به عنوان ديگر و نام شخص آخر، مثل بنياد خيريه يا بنياد مصلاي امام يا موقوفات فلان و فلان مجاز [نبوده] و شرعيت ندارد. فمن بدّله بعد ما سمعه فعليه اثمه و لعنة‏اللّه‏ عليه و توليت اين موقوفات مادام‏الحيات با خود واقف مي‏باشد و بعد از موت واقف در هر عصر و زمان با ولي امر مسلمين، مقام معظم رهبر انقلاب خواهد بود و ده درصد (10%) از عايدات اين موقوفات در هر عصر و زمان حق‏التوليه است. و حيث ان الوقوف علي حسب ما يوقفها اهلها ان هذه الاملاک المسجلة في هذه الاوراق والرقبات المرقمة بالارقام البالغة بالرابع والثلاثين رقبة والاموال المحدودة بحدودها الخاصة بها والاشياء المتعينة المتشخصة بتعينها و تشخصها المخصوصة لها والاجناس المسطورة المکتوبة في تلک الصحف المرفوعة الموضوعة بين ايدينا من الاعيان المنقولة و غير المنقولة ما تصدقت بها صدقة بتة بتلاً تقرباً الي‏اللّه‏ تعالي و اوقفتها وقفاً مؤبداً قاصداً لوجه اللّه‏ تبارک و تعالي و حبستها حبساً لإلهي الّذي لا اله الا هو لکونه اهلاً للعبادة فحسب دون غيره و لا شريک له في العبادة کما لا مثل و لا نظير له في وجوب الوجود والوحدانية والألوهية بعد ما تملکتها بالوجوه الشريعة والسبل الإسلاميه مراعياً فيها الموازين الالهية المحمّدية و الاحکام المشروعة المعتبرة في المذهب الجعفريه الاثناعشريه و انا عبداللّه‏ مسلم بن يوسف الملکوتي في صحة من عقلي و جواز من امري تقرباً الي‏اللّه‏ جل اسمه و تعالي شأنه و ابتغاء ثوابه يوم تبيض وجوه و تسوّد وجوه تصدقت بجميعها بحدودها المشخصة الخاصة بها والمندرجة في الاوراق المتقدمة الستة والعشرين ورقةً صدقة موقوفة لله تعالي وحسباً مؤبداً محرماً بتة لا رجوع فيها و لا إستثناء فيها و لاتباع الا بشرائطها في وجهها المسجلة و لاتوهب و لاترهن بوجه و لاتورث و لاتملک بشي‏ء من سبل الاملاک الا بالوجه الّذي دکر هو فيما سبق في صرفها في جهة الموقوفة لها حتي يرثها الّذي له ميراث السموات و الارض بالاستحقاق و هو خير الوارثين و اخرجتها من ملکي اصالة و امضيتها لجهتها التي وقفت لها و سبيلها و وجهها کذلک التماساً ما عنداللّه‏ بها والدار الآخرة ليصرف اللّه‏ وجهي عن النار و يصرف النار عن وجهي (سال 1373)
پي نوشت :
مسجد مسجد شد، ص89
منبع: ميراث جاويدان

هیچ نظری موجود نیست: