پنجم: مجتمع مسکوني حرّ که مرکب از بيست واحد مسکوني است و در شش طبقه قرار دارد و در پشت گاراژ حرّ واقع شده و فعلاً ساختمان آن به اتمام رسيده است.رقبه آن بايد فروخته شود و در احداث و بناء مصلاي امام صرف شود (إنشاءاللّه) اين مجتمع مسکوني حرّ را مثل گاراژ حرّ وقف کردهام، با اين فرق که رقبه گاراژ و زمين واقع در جلو آن باقي باشند، از عايدات آنها در احداث مصلاي امام استفاده شود و از قيمت رقبه مجتمع مسکوني حرّ که سيصد ميليون تومان تخمين زده ميشود در احداث مصلاي امام استفاده شود.ششم: بجينگ که در زميني به مساحت پنج هکتار در کنار کمربندي جديد بنا شده است و همه دستگاه و ماشينآلات و وسائل خريداري شده و تنظيم نمودهاند و يک حلقه چاه عميق متصل به قنات در آن محل باز احداث شده است و ساختمان خود کارخانه و خانه مربوط به آن، براي محافظين و دفتر و اطاق مدير و مهندسين همه آماده بهرهبرداري است. اين کارخانه و زمين آن و دستگاههاي مربوط و ساختمانهاي احداثشده در آن محل را وقف بر مصلاي امام نمودهام و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً به عمل آمده است و تغيير آن جايز نيست و بايد عايدات و منافع در احداث مصلاي امام به مصرف برسد. فمن غيّر منها شيءً من وارث او سلطان او قاض او کاتب فقد باءَ بأثمه فيها و عليه لعنةاللّه والملائکة والناس اجمعين و مدارک قطعات و دستگاه ماشين آلات بجينگ در بايگاني دفتر مصلاي امام موجود است.هفتم: زمين دفتر مصلاي امام و ساختمان در پنج طبقه در کوچه عيسيخان در نزديک مسجد کدخداباشي که آنها را وقف کردهام به مصلاي امام خميني (ره) و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً حاصل شده است. ادارات و کارگاههاي مربوط به مصلاي امام از اين ساختمان ميتوانند و جايز است استفاده بنمايند، از ماشينآلات و وسائل تحريريه و نقشهبرداري و ساير دستگاههاي مهندسي موجود در آنجا که صورت ريز همه آنها در بايگاني مصلاي امام ميباشد، ميتوانند از آنها در امور مربوط به احداث مصلاي امام استفاده کنند و مانعي نيست، اما در امور غير مربوط بهاحداث مصلاي امام به هيچ وجه استفاده از آن ساختمان يا از وسائل مربوط به آن جايز نيست و دفتر شوراي سياستگزاري ائمه جمعه، استقرار آن دفتر در آنجا عاريتي است و نبايد در آنجا مستقر باشد.هشتم: زميني در شهرستان سردرود که به شصت قطعه تفکيک شده که فعلاً در اختيار سيّد موفقي ميباشد. و به اعتبار مجاور بودن آن با باغ و کارخانه مشاراليه، ايشان و همچنين شهرداري سردرود از موضوع اطلاع دارند و پرونده آن در شهرداري موجود است به اعتبار اينکه زمين مزبور باغي بوده است که شهرداري تفکيک کرده و آقاي سيد موفقي از همه اين مطالب اطلاع دارند و منزمين تفکيکشده را به مصلاي امام خميني (ره) بعد از استجازه از امام (ره) وقف نمودم وکالتاً و توليتاً قبضواقباض به عمل آمد و بايد فروخته شود و قيمت آن در احداث مصلاي امام صرف شود.نهم: قطعهباغي در آبرساني جنب بيمارستان شمس به مساحت سي و ششهزار مترمربع مبتاع از حاجصمدي و ساير وراث ساوجبلاغي پس از خريداري، وقف به مصلاي امام خميني (ره) کردم. اصالتاً و توليتاً قبض و اقباض حاصل شده ابتياع اين باغ اسرار مگو دارد و پرونده قطور آن، بايگاني مصلاي امام خميني (ره) را زينت بخشيده است... به بهانهاي اين باغ بيست و شش ميليون توماني مصلاي امام به غارت رفته بود برگرداندم، اين موضوع باعث شد جمعي بيخبر از همه واقعيات را بر عليه من بسيج کردند. در هر حال اين قطعه باغ يا بايد رقبهاش فروخته شود و در احداث مصلاي امام صرف شود يا بيمارستاني احداث نموده منافع و عايدات آن در احداث مصلاي امام صرف شود.دهم: قطعه باغي در طرف مغرب خيابان آبرساني به مساحت دو هزار مترمربع از حاج صمدي و ساير وراث ساوجبلاغي خريده و به مصلاي امام وقف نمودهام، بايد به فروش برسد و در احداث مصلاي امام صرف شود.يازدهم: زمين شهرک امام خميني (ره)، قطعه اول آن زميني است به مساحت سيصد و پنجاه هکتار، آن را به مصلاي امام وقف کردهام و قبض و اقباض اصالتاً و توليتاً حاصل شده است و وقفيت تمام شده. بايد تفکيک بشود و به فروش برسد و قيمت بهدستآمده در بناء مصلاي امام به مصرف برسد و به هيچ وجه نبايد در مصارف ديگر مصرف شود. ضمناً معلوم شود که در ميان اين قطعه، مقداري زمين شخصي بود، مربوط به آقاي حاج محسن مارالاني، بعد از اينکه ما اين قطعه را به مصلاي امام وقف کرديم و يک نفر را براي رسيدگي به امور اين قطعه تعيين نموديم، آقاي مذکور پس از آنکه از موضوع وجود زمين شخصي در وسط قطعه مذکور مطلع شد، آن زمين شخصي را از مارالاني براي خودش و کسان منسوبين خود خريد. در صورت امکان با تحصيل رضايت صاحبان آن زمينهاي شخصي، بهتر است از آنها خريداري شود تا اينکه تمام شهرک، مربوط به مصلاي امام شود و اگرنه در نقشهبرداري شهرک مصلاي امام کارشکني خواهند کرد کما اينکه در نقشه تهيهشده از اين قطعه در سابق اين عمل را انجام دادهاند و نقشه مذکور در بايگاني مصلاي امام موجود است و اين قطعه متصل به اراضي روستاي کرکج و از آق درّه شروع ميشود تا آسياب خرابه که در وسط قطعه واقع ميشود و منتهي به اراضي مزروعه بارنج ميگردد و مقداري معتنيبه از اين قطعه را بعضي افراد گرفته و کارخانجات شخصي در آنجا بنا کردهاند و همه اين حدود و خصوصيّات در نقشه بايگاني مصلاي امام مشخص ميباشد.دوازدهم: قطعه دوم [زمين شهرک امام خميني (ره)] به مساحت بيست و پنج هکتار است، مشرف بر جاده تبريز ـ تهران و در يک طرف متصل به دانشگاه آزاد اسلامي و قطعه اول از طرف جنوب متصل به جاده تبريز ـ تهران، قطعهاي بسيار مرغوب و مناسب براي احداث غرفههاي تجاري ومدارس و ادارات و مؤسسات دولتي و شخصي است و در فاصله بين دانشگاه آزاد اسلامي و جاده تبريز ـ تهران واقع شده است اين قطعه را پس از تملک به مصلاي امام وقف کردم و قبض و اقباض شرعي معتبر در لزوم وقف حاصل شد، فمن بدّله بعد ما سمعه فعليه اثمه و اين قطعه مثل قطعه اول بايد تفکيک شده و به فروش برسد و در احداث مصلاي امام، انشاءاللّه، مصرف بشود.سيزدهم: قطعه سوّم [زمين شهرک امام خميني (ره)] پانصد و پنجاه هکتار زمين است که از منتهياليه قطعه اول شروع ميشود و به آرپادرّسي و جاده اهر به تبريز منتهي ميشود ونقشهبرداري هم شده است و از وزارت مسکن کتباً مجوز اخذ شده است، نه براي فروش، بلکه براي جنگلکاري و احداث کارخانجات. پس از طي مراحل قانوني آن را باز وقف به مصلاي امام کردهام که از عايدات آن در احداث مصلاي امام استفاده شود (تملک اين قطعات با حق تحجير انجام شده است.)چهاردهم: قطعه چهارم [زمين شهرک امام خميني (ره)] زميني است به مساحت پنج هکتار از اراضي روستاي کرکج معروف به ساري زمي و داراي ساختمان انبار بزرگ است که وسائل ساختماني و لوازم مصلاي امام در آن انبار قرار داده ميشود اطاقهايي براي محافظين و متصدي انبار در آنجا ساخته شده و يک حلقه چاه عميق دارد، با قباله عادي به واسطه آقاي مرتضي چايچي خريداري شده است و متصل به نمايشگاه دائمي بزرگ تبريز است و جناب آقاي لاهوتي هم اطلاع کامل دارند و اين قطعه زمين را با چاه عميق واقع در آن و همچنين انبار بزرگ و اطاقهاي محافظين را پس از خريداري وقف کردم به مصلاي امام و قبض و اقباض حاصل شده است و سند اين قطعه مثل اسناد قطعات سابق در بايگاني مصلاي امام موجود است و تغيير و تبديل وقفنامه اينها و استفاده از اينها در غير جهت وقف به هيچ وجه جايز نيست.پانزدهم: يک باب خانه در محله شنب غازان که مالک سابق آن خانه، آن را به مصلاي امام وقف کرده است و توليت آن خانه را به عهده اينجانب قرار داده است، من هم قبول کردم و براي اينکه وقفيّت شرعاً تمام و منجز شود خانه را تحويل گرفتم و به خود واقف اجاره دادم و در هر ماه علاوه از وجه اجاره به خود واقف از حيث معاش کمک مالي هم ميرسانم.شانزدهم: يک باب خانه در سردرود از براي سکونت روحاني آن شهرستان ساخته شده است. زمين آن خانه از آنِ مصلاي امام ميباشد و در شهرداري آن شهر، اسناد و مدارک موجود است، ولکن ساختمان آن را مقداري من کمک کردهام و مقداري ديگر را اجازه دادهام کساني ديگر از وجوه خيريّه صرف کردهاند و حسينيّه نيز در آن خانه ساخته شده است و آن خانه نبايد فروخته شود و بايد هميشه محل سکونت روحاني آن شهرستان باشد و تعميرات آن خانه هم بايد از طرف مصلاي امام تأمين بشود و صيغه وقف آنجا را به همين شرايط اجراء کردهام.هفدهم: يک باب خانه در شهرستان الخيچي که در آن شهر معروف است به خانه مسجد و مقصود از مسجد، مسجدي است که در آن شهر ساخته شده است و در آن شهر قبل از انقلاب اسلامي مسجدي نبود و اين خانه را به مصلاي امام وقف کردهام جهت اسکان روحاني که در آنجا اقامه نماز پنج وقت را بنمايد و فعلاً جناب آقاي شکوهي در آن خانه ساکن است.هجدهم: يک باب خانه مسکوني در محله کوچه باغ که مالک سابق آن خانه، آن را به مصلاي امام وقف کرده است و توليت آن را به اينجانب قرار داده و قبض و اقباض شرعي هم حاصل شده است و سند آن در بايگاني مصلاي امام موجود است.نوزدهم: يک باب خانه مسکوني در شهرستان ممقان که فعلاً امام جمعه آن شهر در آن خانه ساکن است و آن خانه از پول مربوط به مصلاي امام تبريز ساخته شده است و امام جمعه در مقابل آن پول چک داده بود، بعد آمد گفت: متمکن از پرداخت پول نيست، مصلاي امام خانه را در عوض پول قبول کند و هيأت امناي مصلاي امام همان کار را کرد، لکن زمين آن خانه مربوط به مصلاي امام نيست، قيمت زمين بايد از طرف مصلاي امام پرداخته شود.بيستم: اعيان خانه در شهرستان گوگان که زمين آن خانه مربوط به اداره اوقاف است و فقط، مصلاي امام اعيان آن خانه را ساخته است.بيست و يکم: روستاي سيسان استيجاري از اولاد ذکور خواجه دمشق امير چوپاني که موقوفعليهم روستاي مزبور هستند و مصلاي امام و کميته امداد، روستاي مزبور را از موقوفعليهم اجاره کرده است به مدت نود و پنج سال و دو حلقه چاه عميق در آن احداث کردهاند بعلاوه تعمير چاه عميق قديم و خريد موتور از براي آن و دو دستگاه تراکتور جهت زراعت روستاي مزبور خريداري کردهايم و مدت دو سال خود مصلاي امام و کميته امداد امام مزارع آن را اداره کردند. پس از دو سال اداره کشاورزي اقدام به احياء باغات و مزارع آنجا نمود و مدتي هم چند نفر مهندس در آن مشغول به کار شدند و خوب هم کار جلو ميرفت. متأسفانه سپاه پاسداران دست بر روي مزارع و باغات گذاشت و در سال اول به يازده ميليون اجاره کردند ولکن صرف مقاوله شد. تا به حال نه به مصلاي امام و نه به کميته امداد امام و نه به موقوفعليهم هيچ چيزي پرداخت نکردهاند و بايد شرعاً نسبت به همه سالهاي گذشته اجرت مثل بپردازند و باز تصرفات آنها در آن روستا که وقف به اولاد ذکور است مشروع نيست، بايد اگر خواستند اجاره بنمايند و چاه عميقها هم مربوط به مصلاي امام و کميته امداد امام است، تصرف در آنها جايز نيست و از همه اين مطالب، جناب آقاي حاج احد پنجهشکار اطلاع کامل دارند، به اعتبار اينکه خود ايشان بود که از طرف جناب آقاي اسدي، فرمانده سپاه، به نزد من آمدند و پيشنهاد کردند که روستاي مزبور به سپاه واگذار بشود و من به ملاحظه بعضي جهات، ديدم صلاح همين است ولکن متأسفانه وجه اجاره را پرداخت نکردند.
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر